دومین ماه رمضون رایان
سلام عزیزدلم امروزپنج روزازماه رمضون میگذره ودومین ماه رمضونیه که دیدی انشالله صدتاماه رمضونوببینی اولین روزماه رمضون امسال توخواب بودی منم ناراحت بودم که چراتوپای سفره نیستی تااینکه بالاخره ازخواب بیدارشدی واومدی پای سفره وگرفتارشیطونی شدی یه شب هم باخودم بردمت مسجدتابچه هاگرفتارشیطونی وبازی بودن توهم دنبالشون راه افتاده بودی همینکه شروع کردن به قران خوندن زدی زیرگریه منم زنگ زدم به بابایی تابیاددنبالت دیگه مجبورشدم ببرمت توکوچه اخه خیلی گریه میکردی توکوچه هم بچه هادوچرخه سواری میکردن توهم کلی ذوق کردی جوری که اصلادلت نمیخواست با بابایی بری بزورفرستادمت نازم منوببخش که دیربه دیرمیام خاطراتتوثبت میکنم ازعیدتاحالاچنتااتفاق بد واسمون پیش اومد که دوس ندارم ناراحتت کنم چیزی نمیگم ولی روحیه ام خراب بوده خوشگلم براهمین خیلی دیراومدم سراغ وبت
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دومین ماه رمضون رایان 

